خرید بک لینک
نمیدانم چه فلسفه ای در چشمان توست...چشمانم روز به روز عاشقانه تر محو نگاهت میشوند و آرامشی از تو میگیرند که دیدن رویت برایم مرگ را هم آسان میکند   علی غمگین مقدم ۱۳۹۶/۰۸/۰۵

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:22

پرده را کنار بزن تا نور امیدبخش روز تازه بر زندگیت بتابد
پرده را کنار بزن تا پاکی و طراوت آسمان را ببینی
پنجره را باز کن تا نسیم روح بخش صبحگاهی غم دیروز را از روی دوشت برداشته و دانه های امید را در مزرعه امروز و فرداهایت بپاشد.
آری...
صبح آمده...
صبحی که اگر بخواهی صبح فردایت را زیباتر بسازی.

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:22

از همان روزی که وصل ما وصال خاص شدخنده و گریه و شادی و غم و دل ساز شدتو میان قلب من خوش لانه کردی ای رفیققلب من کامل تصرف کردی ای بالا رفیقدر میان این همه بومی که پر از آبرنگتو گلی هستی بدون زرق و برق و آبرنگتو برای من شبیه آن گلی هستی که صبحبا تبسم هدیه ای بخشید امیدی به صبحتو ملک هستی برایم شد فرشته نام توبر زمین هستی تو یارم که فرشته نام توشاخه های مریمی هرجا روم عطرت رهاستعطر تو معنای دلشادی آن مرغ رهاستتو دلیل شادی روح و تن و جان منیتو منی و من توام هر دو به یک جان و تنیم علی غمگین مقدم

برچسب: نویسنده: آرین جعفری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:22

صفحه بندی